کسب و کار ایرانیمجله عمومی

طواف کعبه عید قربان

شنبه

4 اسفند 1380

10 ذی الحجة 1422

2002 Feb 23

فصل قرب

جواد محدثی

«عید قربان»، جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است.

فصل «قرب» یافتن مسلمانان به خداوند، در سایه ی «عبودیت» است.

عید قربان، فصل فدا کردن «عزیز»ها در آستانِ «عزیزترین» است، یعنی «خدا».

عید قربان، مجرای فیض الهی و بهانه ی عنایت رحمانی به بندگانِ «مؤمن» و «مسلم» و «مطیع» است.

برای اولیاء اللّه، عید قربان «جامع الشواهدِ» صدق در گفتار و کردار و ادّعا و عمل است، تا در راه خواسته ی «دین»، از تمنّای «دل» بگذرند و خواسته ها» و «داشته ها» را فدای رضای دوست کنند.

«قربانی» وسیله ی «قرب» به خداست و «عید قربان» روز تقرّب به پروردگار.

رها شدن از تعلقات و ذبح کردن تمنیات در پیش پای اراده ی الهی، درس «قربانی» است.

باید تیغ اراده بر حنجر نفسانیات گذاشت.

«ذبح قربانی»، رمزی از ترک هواهای نفسانی و روی آوردن به «رضای الهی» است.

میقات رب

جواد محدثی

حج، میعاد در سرزمین موعود و تربت برگزیده ی خداست و حاجی، زائر دیار یار و حریمِ حرم دوست است.

مکه و مدینه، تاریخ مجسم مکتب است. هرگوشه ی این دیار، هر سنگ این بیت، هر رواق این حرم، و هر شبستان این حریم، خاطره انگیز است و سرگذشت ها و ماجراها و درس ها و عبرت ها دارد.

«منا»، قربانی کردن اسماعیل توسط ابراهیم را، به ذهن می آورد. و «عرفات»، صحنه ی شورانگیزِ مناجات عاشقانه ی حسین علیه السلام را با خداوند، در دامنه ی کوه رحمت… «جبل الرحمه».

حج، گشودنِ بندِ «عادت» از پای «روز مرّگی» و چشیدن آب یقین از چشمه ی حیات و پرواز به کویی است که دل ها به عشق آن می تپد.

حج، سفری است به سوی نبض ایمان و مهد قرآن و مهبط وحی و جلوه گاه عشق و عرفان.

مکه، سرزمین برگزیده ی خدا و کانونِ معنویت و توحید و خاست گاه اسلام است و زیارتِ این دیار، قدم نهادن در وادی محبوب خدا و پاسخ گویی به دعوتنامه ی عام چند هزار ساله ی ابراهیم خلیل است.

حج، حضور در میقات ربّ و شرکت در ضیافه اللّه است.

عرش زمین

جواد محدثی

کعبه، کانونِ همایشِ میلیون ها قلبِ جوشیده از ایمان ولبریز از عشق است، حرم ایمان است و صحن عبودیت و آستانه ی بندگی و سقف یقین و پنجره ای رو به بهشت و روزنه ای گشوده به خدا و سکویی تا پرواز به ابدیت.

حجاز، وطن معنوی و اعتقادی هر مسلمان است و مکه و حرا و کعبه و صفا، «زادگاه» و «خاست گاه» باورهای مقدس ماست.

کعبه، عرش زمین است و فرش آسمان. کعبه، مُهر صداقتِ آیین و سندِ اعتبار این مکتب و «عهدنامه ی توحید» است.

قبله، کهربای جان های ما خاکیان است، تا ما را به افلاکیان برساند. قبله، مغناطیس جذب دل ها و کلید وحدت ها و محور جهت گیری امت اسلام است.

ما یوسف عشقیم وکعبه، کنعان ماست. «حجاز»، وطن معنوی و اعتقادی امت محمدی است. «مکه»، خانه ی موحّدانِ جهان است. «کعبه»، نگین حلقه ی عبودیت است و «قبله»، چشمه ای است که همه ی اسماعیل های تشنه در پی آنند.

کعبه، دل و جان ماست و قبله، سمت و سوی حیات و ممات ما.

تندیس توحید

«سفرنامه ی معنوی حج»

ناهید طیبی

و اینک بار دیگر ندایی از سوی آسمان به گوش می رسد و کاروانیانی از دیار شیفتگان معرفت، شتابان به سوی سرزمین آرزوها حرکت می کند.

کعبه، تندیس سیاهپوشی است که موحدانِ تاریخ در صحن و سرای دل، آن را می ستایند. کعبه نوری است که حقیقت های عالم شعاعی و ذره ای از بی نهایت فروغ آن است و حج، مجسمه ی توحید است آن جا که می بینی انسان هایی با اسم ها و رسم های گوناگون و با هر نژاد و ملیتی و با هر رنگ و فرهنگی، دل به یک معبود، سپرده و تن در یک پوشش می کنند و به یک سو می روند.

آن جا که نام ها همه بی نامی است و رنگ ها همه بی رنگی. آن جا که «مدار» و «مدیر» یکی است و آن هم خداست.

آن چه در این مکان قربانی می شود «من» است و آن چه که سنگ های تنفر و بیزاری بر آن فرود می آید «منّیت» است که بزرگ ترین دشمن آدمیان، نفس آن ها است.

طواف، تنها گرد «او» است و جان ها همه فانی در «هو» که «وحده لا اله الا هو». حج از آغاز تا فرجام تمرینِ «بگذار و بگذر» است، و مشق «سیر الی اللّه ».

از آغاز راه می گویند که:

همسرت را، فرزندت را خانه و شغلت را و تمامی آن چه که بدان دل داده ای بگذار و بگذر که در آغاز آفرینش درس محبت را به آدمیان آموختند. محبت یعنی گذشتن از همه، تنها به خاطر محبوب و عشق به همه تنها برای او.

به محمد صلی الله علیه و آله که رسول عشق بود و عصاره ی محبت خدا و حبیب او گفتند؛ به امتت «بگوی که اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و بستگان و اموالی که به دست آورده اید و تجارتی که از کساد شدنش می ترسید وخانه هایی که به آن علاقه دارید برای شما محبوب تر از خدا و رسولش و جهاد در راهش هستند، منتظر امر خدا باشید و خدا فاسقین را هدایت نمی کند.

حال اگر غیر او را دوست داری رهایش کن و آزاد باش! آزاد مرد هیچ گاه در اسارت نفس و نقش نمی ماند. این قفس تنگ دلبستگی را می شکند و جان را در فضای بی کران خداوندی به پرواز در می آورد.

بشکن که در شکستن، پیوندها زیباست! و از غیر او چشم بربند که در بستن ها رهایی است و رستن در چشم بستن است و حج تمرینی است برای شکستن و شکسته شدن.

اولین قدم در آخرین دیدار با بستگان برداشته می شود، انقطاع! نیک بنگر که لحظه ی جدا شدن از «دوست داشتنی ها» چندان هم دور نیست. روزی رسول خدا ـ درود حق بر او باد ـ از جبرئیل موعظه ای خواست و جبرائیل در جواب گفت:

أَحْبِبْ ما تُحِبّ فَاِنِّک مُفارِقُهُ «هر چه را خواستی را دوست بدار امّا بدان که از آن جدا می شوی.»

آری، حج نمایشی است و آزمایشی، برای جداشدن، دور شدن و رها گشتن. آن گاه که آدم علیه السلام پای در وادی عرفات بنهاد و توبه ی او پذیرفته شد هیچ تعلقی نداشت تنها او بود و خدایش، محبوبش و اکنون که تو تعلقات را وانهادی به «آدم» شدن و آدمی زیستن نزدیک تر شدی.

این جا اولین موقف است، «میقات». از هر سو که بیایی و از هر دیار که باشی برای ورود به حرم یار باید مُحرِم شوی تا به خیل مَحرمان درآیی. این جا باید غسل کرد و جسم و جان از آلودگی رهانید. آن گاه لباس فاخر انسانیت که «تقوی» است برتن کرد و لباس های زربفت و زیای دیبایی را از تن خارج کرد. به جای لباس های پر زرق و برق دنیایی که تو را شخصیتی عاریه ای داده اند باید لباس ساده ی آخرت بپوشی. به راستی بی رنگی چه زیباست! و بی دلی زیباتر!

اکنون چونان کبوتری سپیدپوش به سوی گلدسته های توحید پرواز می کنی. باید نغمه ی عشق خواند و سرود ستایش سر داد باید به دریا اقتدا کرد و در ساحل معرفت آسود.

«لبیک اللّهم لبیک…»

آیا اندیشیده ای که «لبیک» سوال است یا جواب؟! «لبیک» آمدم است و مگر نه اینکه «آمدم» در پاسخ «بیا» گفته می شود؟

تو اگر به این جا آمده ای، از آن راست که تو را خوانده اند، دعوت کرده اند. لبیک خوابی است که در آن زیباترین و بزرگترین درخواست ها نهفته است در خواستِ «بنده ام نزد من آی»! «ارجعی الی ربّک» در آیینه ی «لبیک» پدیدارشده است تا سرود بندگی را این چنین بسرایند:

یا رب تو خواندی آمدیم

دل را ستاندی آمدیم

عشق و ولای کعبه ات

بر دل نشاندی آمدیم

آن گاه که کعبه را بینی لب از لبیک فروبند و به خانه، بنگر و صاحب خانه را جستجو کن!

کوچه پس کوچه های مکه بوی گل محمدی صلی الله علیه و آله می دهندو و آوای پر جبرییل، هنوز به گوش می رسد. چشم بگشای! علی علیه السلام را می بینی که بر دوشِ رسول خدست و بت «هُبَل» را از بالای کعبه به زیر می اندازد و در باب «بنی شیبه» در خاک می کند، پس تو نیز از همان باب، وارد مسجدالحرام شو تا هُبل ها در زیر گام هایت لگدمال شوند و شرک از خانه ی وجودت رخت بربندد!

به کعبه، خانه ی خدا، نزدیک می شوی.

بعد از هبوط حضرت آدم علیه السلام به زمین، خداوند متعال «قبه ای» از «دُرّه ی بیضا» که اکنون کعبه در آن است ـ قرار داد تا مطاف آدم علیه السلام باشد و نوح پس از نجات طوفان، در این مکان طواف کرد. تا آن گاه که ابراهیم را به بنای کعبه امر فرمود و اسماعیل نیز به بازسازی آن پرداخت.

«و اذ یرفع ابراهیم قواعد من البیت و اسماعیل» بقره/ 127.

و محمد صلی الله علیه و آله و اهل بیتش نیز کعبه را طواف کردند.

هرچند اهل بیتِ رسول اللّه صلی الله علیه و آلهخودْ قبله ی اهل ولا و کعبه ی آمال دل هایند.

اکنون تو و خانه ی خدا و طواف کعبه…

از «حجرالاسود» آغاز می کنی که بنابه فرموده ی ائمه ی اطهار علیهم السلام دست راست خداست در زمین. آن را استلام می کنی تا تجدید میثاق با خداوند متعال داشته باشی.

«حجرالاسود» در ضلع شرقی کعبه است. همین جاست که خدا از اولاد آدم علیه السلام پیمان گرفته است.

جبراییل نیز از این رکن به حضرت قائم علیه السلام فرود می آید و با آن حضرت بیعت می کند.

طواف، یعنی: خدایا تو «محور»ی تو «مدار»ی تویی مرکز پرگار. تو حیات بخش اعمال مایی تو همه ای و من هیچ. طواف یعنی: عشقبازی با یاد خدا، یعنی: خدایا! من فانی در توام گرد خانه ی تو می گردم و به سوی تو باز می گردم.

خداوند، فرشتگان را به سجده ی آدم ـ که در خلقت، کمتر از آن ها بود ـ امر کرد تا آنان را در طاعت بیازماید و انسان ها را به طواف و سجده بر سنگ امر کرد تا آنان را بیازماید و بشکند و از قفس تکبر برهاند».

اکنون هفت دور، طواف خانه ی خدا کردی تا دل را به تمامی به صاحب خانه بسپاری.

آن سوتر دو بلندی می بینی، دو کوه «مروه» و «صفا» را می گویم باید هفت بار فاصله ی این دو کوه را بپیمایی تا به صافی «صفا» شوی و در کوی مروّت و جوانمردی جای گیری.

هاجر، همسر ابراهیم، علمدارِ این «سعی» است. او برای رسیدن به آب هفت بار این مسافت را پیمود و تو نیز برای جرعه ای آبِ معرفت چنین کن.

امام صادق علیه السلام فرمود: «هیچ جایگاه عبادتی نزد خدا محبوب تر از مکان «سعی» نیست زیرا در آن جا هر متکبری خاضع می شود و آثار ذلّ عبودیت و بندگی که تنها راه کمال است در او هویدا می شود».

باید «هروله» کنی یعنی قدم ها را تند و کوچک برداری تا بدن و شانه هایت تکان خورند و هرچه کبر و خودخواهی در ظاهر وباطن است فرو ریزد.

آری؛ آبی که بر اثر سعی «هاجر» از زمین جوشید تا ابدیت باقی خواهد ماند و معرفتی که با سعی تو پدیدار گشت نیز مانا خواهد بود.

امروز روز هشتم ذی الحجّه است و کاروانِ آسمانی، بعدازظهر امروز از مکه به حرکت در می آید؛ در حالی که سرها برهنه است و همه ی کاروانیان یک نوع لباس پوشیده اند و با توشه ای مختصر و نغمه ی نورانی حرکت می کنند.

نزدیک ظهر روز نهم، همه به صحرای عرفات می رسند. عرفات مادرِ پاکی ها و تجلی گاه صداقت و سرزمین یک رنگی هاست. آن جا نام و نشان و اسم و رسم به فراموشی سپرده می شود آن جا همه فقط بنده هستند.

آن جاست که نماز تفسیر می شود و «اَشْهَدُ اَنّ محمدا عَبدهُ و رسولهُ» معنا می یابد. عظمت «عبد بودن» آشکار می شود که رسولِ خدا می فرمود: فخر من این است که «عبد» خدایم.

تمامی انبیاء و اولیاء الهی در این مکان پای گذارده اند جای پای آنان را می بینی؟

امام عصر، حضرت مهدی(عج) نیز اکنون این جاست، در محضر او تنها و تنها باید محو جمال باشی از ظهر روز نهم تا مغرب آن روز در عرفات می مانی تا فقط خدا بینی. از سنگ و شیشه و برج و بوتیک و خیابان و میدان و… هیچ خبری نیست اگر چشم باز کنی تنها او را می بینی و او را می یابی.

به یاد داشته باش که: توبه ی «آدم» علیه السلام در این جا پذیرفته شد. در این جا مغفرت الهی تنها بر «آدم»ها می بارد. صدای نوحه ی نوح در این جا به گوش می رسد پس تو نیز نوحه کن و شبنم اشک هایت را بر کویر وجودت جاری کن! ابراهیم در این جا راز و نیاز می کرد و تو هم!

و حسین، که تنها حج نیمه ای که تمام تر از حج کامل بود به جای آورد، در این جا گریست آن چنان که جریان این گریه هنوز در رگ های تاریخ، روان است و به قلب های مردم حیات می بخشد.

امام باقر علیه السلام فرموده است: «اَحدی از نیکان و بدان نیست که بر این کوه ها (عرفات و مشعر) وقوف نماید مگر این که خداوند دعای او را به اجابت می رساند. دعای نیکوکار نسبت به امور دنیا و آخرت مستجاب می شود ولی دعای بَدان درباره ی دنیایشان مستجاب می گردد.

روز عرفه به پایان می رسد و شب «عید اضحی» فرا می رسد اینک وقوف در عرفات جایز نیست. با کوله باری از معرفت و عشق به سوی مشعر حرکت می کنی تا با وقوف در مشعر به وادی شعور معنوی راه یابی و شعر بزرگِ عبودیت را بسرایی و شعار امام صادق علیه السلام را که می فرمود: «انّما اَنَا عبدُک و بِک و لَک» سردهی و بر سرزمین جان بنشانی.

در آن شب خواب را بر خود حرام کن! دو توشه می خواهی، اول توحید و خداجویی در دل شب در دامنه ی کوه مشعر و سپس سنگ برای شرک زدایی، دین یعنی همین. یعنی عشق به محبوب و تنفر و انزجار از دشمن، یعنی «تولی» و تبری» یعنی «اشدّاء علی الکفّار رُحَماء بینهم» یعنی چونان علی علیه السلام زیستن.

بعد از طلوع آفتابِ روز «عید» به سوی وادی «مِنی» حرکت می کنی، سرزمین آرزوها و آزمون ها. قربانگاه نفس و هوی پرستی.

در روز عید، باید رمی جمره کرد بر شیطان ـ که لعنت خدا بر او باد ـ سنگ پرتاب کن که هرگاه بر هوای نفس چیره شدی و سنگ بر شیطان زدی آن روز، عید توست.

روز یازدهم و دوازدهم نیز به ترتیب باید رمی جمره کرد. شاید مراد از سه بار «رمی جمره» کردن این باشد که انسان باید بر «شهوت» و «شهرت» و «شکم» غلبه کند و افسار آنان را به گردن عقل بیاویزد.

اکنون که در عرفات و مشعر، بینا و شنوا شدی و دشمن را طرد کردی به شکرانه ی آن قربانی کن و حلق و تقصیر!

شب را در «مِنی» به سر می بری ولی نه خواب آلوده که «بیتوته» می کنی آن جا خواب معنا ندارد بیداری و شب زنده داری درس زندگی است که در این کلاس آموخته می شود.

اکنون که بار معنوی برگرفته ای به سوی بیت الحرام حرکت می کنی و طواف کرده، «حجرالاسود» را باز لمس می کنی و باز سعی صفا و مروه و اینک طواف دیگری به نام طواف نساء انجام می دهی و نماز طواف ها را با حضور قلب و خشوع می خوانی… و اکنون حج تو قبول، حاجی و حاجیه!

اما نه نه! هنوز حج تو کامل نشده است گفته اند «تمامُ الحجّ لِقاءُ الاِمامِ» اتمام حج با دیدار امام میسر خواهد بود. آیا امام علیه السلام را دیدی؟ آیا با او سخن گفتی؟ آیا اشک های انتظارت را در دامان او فرود آوردی؟ آیا دل به گرو او سپردی آیا کوله بار از شور فراقش پر کردی؟ آیا…

اگرنه، پس هنوز «حاجی» نشده ای مسافری هستی که به جای سفر به مکان های سرسبز و خوش آب و هوا به سوی بیابان ها رفتی!

امام باقر علیه السلام می فرماید: «ابدؤا بمَکةِ و اختِموا بِنا» از مکه آغاز کنید و به ما ختم کنید. مُهر انتقام توحید به نام علی و فرزندانِ اوست.

امامت، روح حج است و حیات عبادت در سرچشمه ی ولایت جاری است.

می دانی حجِ کامل رسول خدا در «حجه الوداع» بود که خداوند فرمود «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی» امروز دین را و نعمت را بر شما کامل کردم. حجِ بی ولایت، جسم بی جان است چشمه ی بی آب است، خاکستری است، سبز نیست. سفر است سیر نیست. رفتن است رسیدن نیست.

پس به سوی مدینه آی! زیارت خانه ی خدا با زیارت رسولش و فرزندان او کامل می شود که کعبه، بی محمد صلی الله علیه و آله حرمتی ندارد. مگر نخوانده ای قرآن را؟! «لا اقسمُ بهذا البلد و انت حِلٌ بهذا البلد» بلد / 2 و 1

حرمت کعبه به وجود مَحرم کعبه است و «بَلد امین» احترام از محمد صلی الله علیه و آله امین گرفت.

بی ولایت مولودِ کعبه، گر می شود به طواف کعبه پرداخت؟ و بدون بوسه بر شکاف خانه ی خدامگر می شود دل به خدا سپرد؟

این است معنای «علی مع الحق و الحقُ مع علی»

قربانی خدا

علی خیری

اسماعیل دست در دست پدر به سوی قربانگاه پیش می رود. خوشحال از این که خدا او را به قربانی پذیرفته است. ابراهیم با گام هایی استوار و نگاهی سرشار از یقین، خنجر را بر حنجر اسماعیلش می گذارد. همه مبهوت و حیران، که سرانجامِ کار چه خواهد شد؟! چه کسی باور می کند که ابراهیم، اسماعلیش را قربان کند؟! عقل می گوید: مَبُر؛ عشق می گوید: ببر. عقل می گوید: الحذر! عشق می گوید: العجل!

تیغ بر گلوی فرزند می چرخد. فرشتگان چشم ها را بسته تا نبینند. اما تیغ نمی برد. معجزه ای شده است. ناگهان قوچی برای قربانی شدن در پیش چشمان ابراهیم نمایان می شود. هاتفی فریاد می زند: ابراهیم! تو از آزمونِ قربانی هم سربلند آمدی، پس دوستی خدا گوارایت باد!

و حاجیان هر ساله در موسم حج به درگاه خدا قربانی می کنند تا بگویند ما نیز ابراهیم وار تسلیم توییم. اگر ابراهیم، اسماعلیش ـ تمام هستی اش ـ را قربان کرد ما هم آن چه را تعلّق و زنجیرِ پای ماست، سر می بریم، تا نزدیک آن یگانه شویم.

غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود

زِهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

اینک با دستی تهی و رویی سیاه به درگاه کریمت روی آورده ایم، دل را برای قربانی روی دوست گرفته ایم. این دل با تمامِ سیاهی، تنها دارایی ماست، آن را بپذیر! جان را به پای تو می ریزیم تا نصیبی از قافله ی ابراهیمیان ببریم.

تجلی گاه عشق و ایمان

شیرین خسروی

فواره های نور در آسمان، روشن شده است و ستاره بارانِ روشنایی فضای آسمان و زمین را غرق در نور ساخته است. ابراهیمِ پیامبر، چون کوهی استوار، بر تپه های مه آلود ایستاده است و جرعه های آخرِ نگاهِ تنها فرزندش اسماعیل را می نوشد، چشم هایش در نی نی نگاهِ اسماعیل، خیره می ماند و اسماعیل عاشقانه به وعده گاهِ الهی آمده است تا اولین قربانی دست های نوازشِ پدر باشد.

ابراهیم از جانبِ خداوند، ماموریت دارد تا تنها فرزندش را در راهِ خدای خود قربانی کند. دست های پدر می لرزد اما حسی در وجودش او را وادار می کند تا خنجری را بر گلوی تنها فرزندش بفشارد…

خنجر، به خواست و قدرت الهی بر گلوی نازک اسماعیل، اثری نمی گذارد. ابراهیم، ناباورانه خنجر را روی سنگ می فشارد. سنگ دو نیمه می شود. ناگاه فضا از انعکاسِ صدایی لبریز می گردد که زمین و زمان را در برابر عظمت و شکوهِ آن به لرزه در می افکند: ای ابراهیم! خداوند می خواست تو را بیازماید و حال، تو از این آزمایش، سربلند و سرافراز بیرون آمدی. فرزندت را در آغوش بگیر و به جای او گوسفندی را قربانی کن.

و عید قربان شکوفه باران احساس و تجلی گاهِ عشق و ایمان ـ روح و جانِ هر مسلمانی را تا عروجی سبز و جاودانه و تا کرانه های شرقی عبادت هدایت می کند. در این روزِ مقدس، مسلمانان در راهِ خدا قربانی می کنند تا اینگونه به ارزش ها و آرمان های دینی و مذهبی خود عمل کرده باشند و اینگونه روحِ ایمان را در کالبدِ اسلام می دمند تا برای همیشه ارزش ها و وظایفِ اسلامی را زنده نگاه دارند.

در این روزِ با شکوه، مسلمانان بر حریمِ نورانی دعا، می نشینند و از خداوند، سرافرازی و عزتِ مسلمانان را آرزو می کنند. غنچه ی نیایش بر لب هایشان و شکوفه های سبزِ خواهش بر دست هایشان، شکوفا می گردد و فضای جانشان از نور و روشنایی ایمان، سرشار می گردد…

مسلخ عشق

نزهت بادی

وقوف در عرفات، حرکت به سمت منی، توقفی کوتاه در مشعرو امروز روز قربانی است!

یعنی که عرفان و شریعت، مقدمه ی شهود و مکاشفه است و چون به شهود رسیدی، مهیای شهادت باش، همچون اسماعیل علیه السلام!

«حج، تمثیلِ مجموع مراتب و مراحلی است که سالک صراط مستقیم از آغاز تا وصول به توحید، می پیماید و به این ترتیب غایت تشریعِ دین در حج تحقق می یابد». و تکامل حج در مراسم قربانی است.

امامت که اتمام نعمت و اکمال دین است، عهدی می باشد که بعد از گذراندن ابتلائات بسیار با حضرت ابراهیم علیه السلام منعقد می شود و «ذبح اسماعیل»، آن ابتلاء نهایی است که چون ابراهیم این رنج عظیم را می پذیرد و از خود و آن چه دوست دارد در راه حضرت حق می گذرد و سرِ تسلیم بر آستانِ قربان می سپارد و اسماعیل نیز «یا اَبَتا افعَلْ ما تُؤمَر» می گوید و پای بر مسلخِ عشق نهاده و گردن بر تیغِ تسلیم می نهد؛ پس خداوند آن دو را از صابرین می یابد و مقربشان می گرداند. و در جوابشان «وَ فَدْیناهُ بذَبحٍ عظیم» نازل می فرماید و می گوید: سلام بر ابراهیم!

و این چنین است که مراسمِ قربانی، پایان حج است و هر کس که بتواند نفسِ درون خویش را سر بریده و شیطانِ وجودش را مسلمان نماید و خود را از خوف و شرک و شک که راهزنان طریقِ حقند، طیب و طاهر کند، حج او مقبول و سعی اش مشکورِ آستان حضرت دوست خواهد بود.

رمی جَمَرات را که شنیده ای، طرد شیاطین بزرگ و کوچکی است که راه حضرت ابراهیم علیه السلام را در وصولِ به مسلخ عشق و قربان کردنِ فرزند می بستند. یعنی که حتی اگر پدر ایمان و خلیل اللّه باشی، شیاطین لحظه ای تو را تنها نخواهند گذاشت و برای فریب تو خواهند آمد تا ایمانت را به یغما ببرند.

پس، از سرزمین منای «ولایت»، سنگ ریزه ای بردار و اوهام و عادات و ترس و دلبستگی های خویش را که هر کدام جلوه ای از مظاهر شیطانند، نشانه بگیر و آن گاه رو به سوی قربانگاه برو و شمشیر بر گردنِ نفس خویش بِنِه و غل و زنجیرِ جاذبه ی دنیا را از دست و پای روحت برهان!

هر کسی را حجی است که درکعبه ی دل صورت می گیرد و به ذبحِ تعلقات می انجامد و اگر خداوند تو را نیز از صابرین بیابد، به مقام «ولایت» و تصرف در عالمِ زمان و مکان، مفتخر خواهد نمود. چرا که خداوند کسی را خلیل و حبیب و ولی خود قرار می دهد که خدا را بیشتر از خود دوست بدارد.

عید رهیدگی

محمدرضا تقی دخت

از خویش بیرون آمدن و پا در راه سختِ «وانهادنِ همه چیز»، گذاشتن ابتدای راه است؛ ابتدای راهی که انجامش رها شدن از اسارت تن است و هوای نفس. از خود رها شدن و خویش را و همه چیز را فدا کردن هم، پایان راه است؛ پایان راهی که ابتدایش با اضطراب شروع می شود و به آرامش و لطف و حکمت خداوند می انجامد.

ابراهیم شدن، مقصد آخر است و ابراهیم، همه ی عزم انسانیت است در برابر تعلقات و مادیات. ابراهیم، خلاصه ی رهیدگی است، خلاصه ی بخشش است، خلاصه ی ایمان است، خلاصه ی یقین رها شده از هر شکی است، خلاصه ی ترس نداشتن از عاقبت و ایمان به انجام مأموریت الهی است؛ ابراهیم، خلاصه ی عید قربان است.

آن روز اسماعیل، قربانی نشد اما تعلقات ابراهیم قربانی شد و ما به مبارکباد این عید که ابراهیم ـ این خلاصه ای انسان ـ رهیدگی را به تاریخمان آموخت؛ آن را جشن می گیریم؛ رهایی از اسارت دنیا را و فرمان برداری از خداوند را، جشن می گیریم رهایی از همه چیز و پیوستن به همه چیز را؛ عید ابراهیم، عید اسماعیل و عید بشریت را و پیوستن شک به آستانه ی یقین به خداوند را جشن می گیریم.

امروز جشن می گیریم؛ خلوص دستانی را که کارد را بر حلق قربانی می کشند، دستانی که گوسفند قربانی را بر خاک می خوابانند و دستانی که نفس را می گیرند و خونش را بر خاک می ریزند، دستانی که ذبح عظیم نفس را انجام می دهند، دستانی که اضطراب و ترس را، تعلق را، دنیا را، ایمانِ مضطربانه را، شک مقهور را و همه چیز ناچیز را بر خاک می اندازند، و خونش می ریزند و قربانی می کنند. پاک تر از هر گاه در ماه خدا، ماه پاک شدن، جشن می گیریم عید بزرگِ پاکی نفس و طهارت، عیدِ رهایی و ابراهیم وار شدن را…

در عید مبارک قربان چه می کنیم؟ با ابراهیم همسفر می شویم، ترسش را، مهر پدری اش را، اضطرابش را، ایمانش را و دلبستگی اش را تجربه می کنیم تا ببینیم نفس را کشتن، چه اندازه دشوار است؛ تا ببنیم ابراهیم بودن، چه قدر ناممکن است، تا ببینیم از عهده ی امتحان الهی برآمدن، چگونه قدرتی می خواهد؛ تا ببینیم نفس چه اندازه زیر فرمانمان است، تا ببینیم خدا چه اندازه نزدیک است، تا ببینیم خدا چه اندازه مهربان است تا ببینیم خدا چه اندازه بندگانش را می آزماید و تا ببینیم چه اندازه می توانیم بنهفته است؛ از جمله آنکه ارکان و مناسک حج ارتباط وثیقی با معرفت به امام و برنامه های خداوند به واسطه ی امام دارد. یک وجه آن، عرفه است که موسم معرفت به امام است. وجه دیگر آن، طواف کعبه است که تمرینی برای گردش حول محور امام است؛ حضرت زهرا سلام الله علیها پس از ماجرای سقیفه در پاسخ به فردی که پرسیده بود چرا امیرالمؤمنین از حق خویش دفاع نکرد، فرمود مَثلُ الْامامِ مَثَلُ الْکعْبَةِ اذ تُوْتی وَ لَا تَأْتِی ؛ یعنی امام همچون کعبه است که باید به سویش حرکت کنند نه او به سوی مردم . بنابراین شاید یکی از حکمت های پیوستگیِ حجةالوداع با ماجرای غدیر، همین ارتباط مفهومی بین حج و مقوله امامت است. …

حضرت ابراهیم (ع) ظاهر شده و او با پرتاب سنگریزه و ابراز انزجار، شیطان را رمی کرده است. زائران روز دوازدهم ذی الحجه، منطقه منا را ترک می کنند و به مکه بازمی گردند تا آخرین رکن حج ر انجام دهند. هفت دور طواف کعبه، سعی صفا و مروه، نماز زیارت و طواف و نماز نساء آخرین مرحله از مناسک حج تمتع است. پل جمرات، حج 1401، سرزمین منا بازگشت بسیاری از زائران به کشورهایشان از جمله ایرانی ها با پایان مناسک حج بلافاصله آغاز می شود. پروازهای برگشت زائران ایرانی نیز از 23 تیرماه آغاز می شود و تا هفتم مردادماه 1401 ادامه دارد. انتهای پیام …

… پس از طی مسیری هاجر، پس از بالا آمدن خورشید و مشاهده تشنگی اسماعیل، به جست وجوی آب پرداخت و هفت بار فاصله بین کوه صفا و مروه را با مشاهده سراب طی کرد و در مرتبه هفتم از بالای کوه مروه مشاهده کرد که آب زیر پای اسماعیل ظاهر شده و چشمه ای پدیدار گشته است. زمانی که حضرت ابراهیم علیه السلام 120 سال داشت و ساره 90 ساله بود، فرشتگانی که مأمور تنبیه قوم لوط بودند و به شهر های سدوم می رفتند …

های این جهانی و دل سپردن به ابدیتی است که از فرش تا عرش گسترده است. ماه شب نهم ذی حجه تا نیمه ی آسمان بالا آمده و فردا آغازی دوباره است؛ در امتداد راهی که گستره ی رسالت را به بی کرانه ی امامت پیوند می زند؛ در “غدیر” که عید یگانه ی امامت است. دهه ی ولایت و نورباران عید تا عید بر پیروان ولایت خجسته باد. دکتر قنبری در بخش بعدی گفتگو از نحوه ی گردش جمعیت در “طواف خانه ی خدا” و “صفا و مروه …

“محمود محمد حسنی دیاب” امروز (دوشنبه) در گفت وگو با خبرنگار ایران اکونومیست در دمشق، افزود: عید قربان عید اسرار و رموز می باشد که از حضرت ابراهیم (ع) به ما به ارث رسیده و عید مبارکی است که خداوند آن را به ما و شما و بر مردم ما در سوریه و ایران و به همه امت اسلامی به خیر و نیکی هدیه نمود. مدیر ارشاد وزارت اوقاف سوریه با اشاره به آداب و رسوم عید قربان در این کشور خاطرنشان کرد: دیدار پدر …

حجرالاسود فرشته ای از فرشتگان الهی بود که نزد خداوند منزلتی ویژه داشت؛ هنگامی که خداوند از ملائکه عهد و پیمان می گرفت؛ آن فرشته نخستین فرشته ای بود که پیمان بست و اقرار به وحدانیت الهی کرد؛ به همین خاطر خداوند او را به همه خلایق خود امین گرفت تا خلائق هر سال در نزد آن سنگ اقرار و به پیمان خود اعتراف کرده و آن سنگ روز قیامت شاهد پیمان آن ها باشد. …

…. غدیر، اکمال دین اثر حسین ابراهیمی نیز دیگر اثری که در یکی از این نمایشگاه ها در معرض بازدید عموم قرار داده شده، واقعه غدیرخم و امامت علی(ع) و تبلور آن در کلمات شخصیت های تاریخی و مذهبی را مورد بررسی قرار داده است. گفتنی است کتابخانه های وابسته به آستان قدس رضوی هم سو با سایر بخش های سازمان در راستای آشنایی مخاطبان با مناسبت های ملی و مذهبی برگزاری نمایشگاه کتاب و نرم افزار موضوعی را در دستور کار خود قرار داده است. …

داد. وی، 7 بار رفتن بین صفا و مروه را یادآور 7 بار رفت و آمد هاجر برای یافتن آب دانست و گفت: طواف دور خانه خدا نیز در چارچوب قواعد ابراهیمی است و عرفات، جمرات، منا و قربانی کردن نیز که همان قربانی کردن نفس است جزو حکمت های مکتب ابراهیمی به شمار می رود. انتهای پیام

راه پیدا نکرده است و تنها یک نفر و آن هم پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد (ص) پا به عرش خدا گذاشته است. بحرینی بیان کرد: بین احد و احمد فاصله ای نبود و پیامبر به خدا بسیار نزدیک بود، نه از لحاظ جسمی از نظر معنوی، چون خدا جسم نیست. باید دید معنوی پیدا کنیم و خدا شناس شویم تا به این مرحله برسیم. امام جمعه موقت عسلویه افزود: خانه دوم خدا بیت المعمور است که محل طواف و عبادت ملائک است …

. وی ادامه داد: پس از سال ها خداوند به دعای پیامبر خود فرزندی صالح و حلیم به وی هدیه داد، پس از امتحان جانفشانی و بیرون آمدن حضرت ابراهیم(ع) از هیزم آتش، خداوند پیامبر خود را با قربانی کردن فرزند امتحان کرد. حضرت ابراهیم(ع) پس از فرمان خداوند، خود را آماده و فرزند خود را هم از این آزمایش مطلع کرد و حضرت اسماعیل هم پاسخ مثبت به پدر داد اما پیامبر در سوی دیگر هاجر مادر فرزند خود را داشت …

إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ، آن گاه که آن پسر رشد یافت و با او به سعی و عمل شتافت یا در جهد و عبادت یا در سعی صفا و مروه با پدر همراه شد، ابراهیم گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین می بینم که تو را قربانی راه خدا می کنم، در این واقعه تو را چه نظری است؟ جواب داد: ای پدر، هر چه مأموری انجام ده که ان شاءاللّه مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهی یافت . وی پیرامون سیره اخلاقی …

… وی ادامه داد: مابیش از 200 هزار شهید نداده ایم که عده ای به حجاب اسلامی دهن کجی کنند و شرمنده خانواده های شهدا و ایثارگران باشیم. وی با اشاره ه فرارسیدن عید سعید قربان اضافه کرد: پروردگار احدیت می خواهد در عید قربان خاطرات اطاعت و بندگی حضرت ابراهیم (ع)، حضرت اسماعیل (ع) و هاجر را زنده نگه دارد. وی گفت: پیام پروردگار در جریان قربانی کردن حضرت اسماعیل (ع) توسط حضرت ابراهیم (ع) امتحانی الهی بود که در آن پیامبر بزرگ سربلند از آن بیرون آمد. وی افزود: عید قربان اطاعت و بندگی و عید حجاج است که پس از انجام اعمال حج به آن نائل می آیند. …

که فرزند خود را با دست خود ذبح کند؟ شیطان به وسوسه خود ادامه داد، گفت: او مدعی است خدا به او دستور داده. هاجر گفت: اگر خدا دستور داده، باید اطاعت کند و جز رضا و تسلیم راهی نیست. هاجر مشتی سنگ را به سمت شیطان پرتاب کرد و گفت: از من دور شو ای رانده شده. این اتفاق نشان می دهد که وسوسه های شیاطین، در میدان های بزرگ امتحان، نه از یکسو که از جهات مختلف صورت می گیرد، هر زمان به رنگی و از طریقی و باید …

معاون سفارت ایران در ترکمنستان ضمن عرض تبریک عید قربان و با بیان داستان حضرت ابراهیم(ع) به دو وجه این عید اشاره کرد و گفت: یک وجه عید قربان فلسفه وجودی و وجه دیگر آداب آن است. هر دو آنها از شأن و جایگاه والایی برخوردارند. حضرت هاجر برای نوشانیدن آب به فرزندش اسماعیل بین کوه صفا و مروه در تلاش بود. همه اینها داستانی از واقعیت هایی است که به ایثار و مقام بندگی در پیشگاه خداوند متعال مربوط می شود. اکنون …

… اشاره دارد. عالمان و محدثان شیعه با توجه به محتوای دعا، آن را از امام حسین(ع) دانسته اند. این دعا به زبان های مختلف ترجمه شده است. برخی گفته اند امام در بیست وپنج سفری که به حج داشته در هر سفر در روز عرفه دعای جدیدی خوانده است. امام حسین(ع) در ذی الحجه سال 60 قمری که به مکه رفت، در بین اعمال حج متوجه توطئه عوامل یزید شد، از این رو حج را به عمره تبدیل کرد و سپس طواف خانه و سعی …

…> حجت الاسلام نوری افزود: هاجر(س) که در بیابان به دنبال آب بود؛ ناگهان جوشش زمزم را زیر پای اسماعیل دید که پس از آن پرندگان و حتی قبیله ای نیز در این منطقه سکنی گزیدند. وی با بیان اینکه حضرت ابراهیم(ع) امتحان سختی دیگری نیز داشت، افزود: ابراهیم(ع) لباسی نو بر تن فرزندش کرد و آن را به محل قربانی آورد و امتحان بسیار سختی بود که از آن سربلند بیرون آمد. خطیب نماز عید سعید قربان در …

همه مردم به دور یک خانه می چرخند و با لباس یکدست، احرام می کنند که نشان دهنده اتحاد و انسجام مسلمانان است و خداوند پیام وحدت را در این اعمال به مسلمانان منتقل می کند. وی خاطر نشان کرد: طواف به دور خانه کعبه یک وحدت عملی است و نشان دهنده اهمیت وحدت می باشد. امام جمعه اهل سنت مهرستان گفت: نمایش وحدت بین مسلمانان در مناسک حج برای دشمنان اسلام بسیار ترسناک، وحشت آور و ناامید کننده است. مولوی حسین زهی اذعان داشت: مسلمانان فقط یک خدا را می پرستند و به دور خانه ی خدا می گردند که همین امر یکدلی مسلمانان را به نمایش می گذارد. انتهای پیام/ …

متوجه توطئه عوامل یزید شد، از این رو حج را به عمره تبدیل کرد و سپس طواف خانه و سعی صفا و مروه را به جا آورد و به سمت کوفه حرکت کرد. دعای عرفه در بردارنده آموزه های عرفانی و عقیدتی است. بِشر و بشیر فرزندان غالب اسدی نقل کرده اند که: در آخرین ساعات روز عرفه در عرفات، امام حسین(ع) با جمعی از خاندان، فرزندان و شیعیان از چادر بیرون آمدند و با نهایت خضوع و خشوع در طرف چپ کوه ایستادند و روی را به …

به پروردگار، از زمان حضرت آدم(علیه السلام) آغاز شد، آن زمان که دو فرزندش؛ هابیل، قوچی و قابیل، مقداری گندم را به عنوان قربانی به بارگاه خداوند تقدیم کردند. در قرآن کریم این واقعه تاریخی بازگو شده و آمده است: وقتی که [هابیل و قابیل] قربانی تقدیم کردند، از یکی (هابیل) پذیرفته شد و از دیگری (قابیل) پذیرفته نشد . (مائده: 27) روز دهم ماه ذی الحجه که مصادف با یکی از بزرگ ترین اعیاد مسلمانان، عید …

نخستین قربانی در عالم به شمار می رود و در آیات 30- 27 سوره مائده تصریح شده، خلاصه آن به شرح زیر است: دو پسر حضرت آدم به نام هابیل و قابیل به ترتیب شبانی (چوپانی) و کشاورزی می کردند و صاحب گوسفندان و آب و خاک فراوان بودند، حضرت آدم (ع) آنان را امر به قربانی در راه خدا کرد. هابیل یکی از بهترین شتران یا گوسفندان را برای قربانی در راه خدا اختصاص داد و قابیل دسته ای از گندم های پست و نامرغوب را جهت قربانی …

در قربانگاه عشق است. عید قربان زیباترین جلوه تعبد در برابر خالق است، جشن رهایی از اسارت و گذشتن از تعلقات دنیوی و وسوسه های شیطانی است. عید قربان ذبح نفس خویش و بهانه ای است برای مومن تا با معبود دوباره عهد معنویت و انس با ملکوت ببندد. روزی که خدا به ابراهیم خلیل فرمان داد تا فرزندش اسماعیل را قربانی کند و او اسماعیل را به قربانگاه برد، ولی جبرئیل همراه با قوچی نازل شد و ابراهیم …

قربان” عید بندگی است/ فریاد برائت از مشرکین از خانه حج بلند شود

ابراهیم(ع) است که وقتی از آزمایشات و امتحانات الهی سربلند خارج شد به عالی ترین مقام بندگی رسید، آخرین آزمایش الهی برای حضرت ابراهیم(ع) ذبح فرزندش اسماعیل(ع) بود که حضرت از این امتحان هم موفق خارج شد. نماینده ولی فقیه در گلستان با بیان اینکه امام راحل حج را فریضه بسیار مهمی دانستند، گفت: حج از امتیازات اسلام است که هر ساله جمعیت بزرگی از نقاط مختلف دنیا در مکه اجتماع می کنند و حج صرفا به …

تعداد قابل توجهی از معتادان متجاهر و بی خانمان های حاشیه ریل راه آهن -که در مناطق 17 و 18 قرار گرفته-زنان هستند. جمعیت همیاران شهر در طول 70روز خدمت رسانی بهداشتی و معیشتی به افراد بی خانمان منطقه 17 که با کمک شهرداری منطقه انجام شد، بیش از 400 کارتن خواب را شناسایی کرد. تعداد قابل توجهی از این کارتن خواب ها زن بودند و بعضی از آنها کودک هم داشتند. …

القُرآنَ عِضینَ” شدید؟ خداوند طواف بر هر بیتی را نمی خواهد وی تصریح کرد: خداوند طواف بر هر بیتی را نمی خواهد، بلکه طواف بر بیت عتیق، یعنی آزاد را می خواهد و امروز هم بیت و هم حج اسیر است و نه آزاد. آیت الله عاملی اظهار کرد: خداوند می فرماید حجاج پا جای پای ابراهیم (ع) بگذارند و مقام ابراهیم را جایگاه پرستش خدا قرار دهند تا مثل او به مشرکین روزگار بگویند “أُفٍّ لَّکُمْ …

…> آیت الله نورمفیدی گفت: در روز عید قربان حاجیان در اعمال حج و سایر مسلمانان در شهرها و بلاد خود قربانی انجام می دهند تا از عمل و اقدام حضرت ابراهیم تبعیت کنند و اعلام کنند همه ما در راه بندگی خدا، تابع حضرت ابراهیم هستیم. وی با بیان اینکه هدف تمامی انبیای الهی بندگی خدا و تسلیم نشدن در مقابل هیچ طاغوتی بوده است، افزود: این اقدام بهترین معیار است که ابراهیمیان خودشان را بشناسند و محک …

خدا را حلال مشمارید و نیز چهار ماه حرام را حلال مشمارید و نیز کشتن و خوردن قربانی های بی نشان مردم و قربانی های نشان دار آنان را حلال ندانید . منظور آیه این است که به شعائر، یعنی نشانه های حج و مناسک آن بی احترامی نکنید و حرمت ماه های حرام را نگه دارید و قربانی هایی که دیگران برای ذبح می برند و احیاناً گم می شوند را نکشید و نخورید؛ چراکه این بی موالاتی و بی احترامی به مقام و منزلت …

خوانده اند که مکانی در شرق مکه معظمه با وسعت 18 کیلومتر است. این منطقه تا آنجا اهمیت دارد که حاجیان در روز عرفه از ساعت 12 تا غروب به آنجا می روند و به وقوف که از ارکان حج است می پردازند. وی ادامه داد: موضوع دعای عرفه توحیدی است و در آن اقرار به بزرگی خداوند می شود و از باری تعالی برای دفع مشکلات و گره های زندگی یاری می طلبیم. اهمیت عرفات به اندازه ای است که گاه حج را حج العرفات می دانند …

ابراهیم نبی و هم فرزندش مورد آزمایش قرار گرفته و سربلند بیرون آمده اند، افزود: فلسفه “عید قربان” و “قربانی کردن” نیز برای نشان دادن “مقام تسلیم” مطرح شده است. وی با تاکید بر این که مفهوم مسلمانی نیز همان تسلیم امر خدا شدن است، افزود: اسلام یعنی تسلیم امر خدا بودن و عید قربان نیز روز تسلیم شدن در برابر امر و اراده الهی است؛ در قرآن کریم نیز اشاره شده که حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل(ع) تسلیم …

روزنامه ایران: بعد از آنکه حضرت ابراهیم(ع) همراه با حضرت اسماعیل(ع)، مقدمات زیارت بیت الله الحرام را فراهم کردند، خداوند متعال به این پیامبر بت شکن دستور داد که به مردم دنیا اعلام کند که به زیارت خانه خدا بیایند؛ وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلی کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ (27/حج)؛ و در میان مردم برای [ادای ] حج بانگ برآور تا [زائران ] پیاده و [سوار …

تاکید بر بخش هایی از پیام رهبری برای حج امسال خاطر نشان کرد: ایشان وحدت و معنویت را دو پایه اساسی حج و دو عامل عزت و سعادت امت اسلامی دانستند و مقاومت و حقیقتِ آن را پدیده ای شگرف و معجزآسا در قلب دنیای اسلام دانستند. محمودی مبارزات درخشان مردم منطقه علیه استکبار را جلوه گاه درخشان مقاومت اسلامی از دید رهبری برشمرد و تصریح کرد: صحنه فلسطین یکی از جلوه گاه های این پدیده شگفت انگیز است که …

ندگی خدا را بکنیم…

و… ابراهیم، خلاصه ی عزم بشریت است در برابر تعلقات و قربان، عید مبارک وانهادن تعلقات است، عید امتحان و رهیدگی، عید مبارک جان…

فیش حج در واقع فیش واریز بانکی است که متعلق به بانک ملت و یا ملی است و به عنوان ودیعه برای رفتن به حج عمره و یا تمتع در نظر گرفته می شود.
قیمت فیش حج برای هر کدام حج عمره و یا تمتع متفاوت است.

برای خرید و فروش فیش حج، پس توافق خریدار و فروشنده، هر دو به محضر رفته و محضرخانه نقل و انتقالات قانونی را انجام می دهد سپس به دفاتر معتبر فیش حج که در سایت حج و زیارت نیز موجود است رفته تا فروش فیش حج به صورت قانونی انجام شود. فروش فیش حج تا الویت 600 به غیر از خانواده درجه یک صورت می گیرد.

دکمه بازگشت به بالا