هادی خانیکی
-
مجله عمومی
برای هادی خانیکی؛ «نفس تازه کردن» در «بمباران نرم شیمیایی»
حضور، کار، انرژی و علاقه روزافزون آنها به دنیای روزنامه نگاری و رسانه برای من مثال زدنی است. این الهام بخش است، این امید است. من خیلی خوش شانس نبودم که در دکتر شرکت کنم. خانیکی، اما من زیر نظر کارشان بودم و تا جایی که می توانستم از آنها یاد گرفتم. فردی مثل دکتر خانیکی عزیز میتواند فضایی «راحت» و شیرین را از جایی توصیف کند که ممکن است در اوج بیماری برای بیماران دیگر «نامطلوب» باشد: اینکه آنلاین و مسئولیت پزشکان و پرستاران اجازه نمیدهد ذهنم به راحتی به دوردستها برود. گذشته و شبیه سلول های زندان یا آینده مبهم و نامشخص. یاد معلمانی که زندگی مرا هدفمند کردند و دانش آموزان و دوستان و بستگانی که برای عید سعید فطر و روز معلم تشکر و قدردانی کردند، سه شیمی درمانی را واقعاً شیرین و قابل قبول کرد. زیرزمین بیمارستان همچنین می تواند محلی برای شادابی و امید به مکان دیگری باشد. سه روز شیمی درمانی در زیرزمین بیمارستان را وقتی که «امید» و نفس را به هم گره می زند شیرین و قابل قبول می یابد. تشبیه «بمب نرم» نیز برای درمان مواد مخدر به ویژه برای ما دانشجویان روزنامه نگاری جالب و ظریف است. این هم …