مجله عمومی

اعمال سلیقه مدیران، در غیبت قانون

خیلی دیر است که در مورد ترفندهای به اصطلاح مدیریتی صحبت کنیم. زیرا ناصر ملک مطیعی ، سعید کنگرانی ، بهمن مفید یا حبیب محبیان زنده نمی شوند و غم و اندوه و اشتیاق ما درد آنها را التیام نمی بخشد. سرنوشت باقی مانده در ایران یا خارج از کشور که مشتاقانه منتظر بازگشت به سینماها هستند تغییر نخواهد کرد و این دیوار برای صعود ثریا است.

آنچه منجر به چنین تصمیمی سخت شد ، استفاده از سلیقه مدیران آن زمان بود که توسط مدیران بعدی ادامه یافت و غالباً پذیرفته می شد. کارگردانان فیلم در دهه شصت ضد ستاره بودند و غالباً در معرفی انقلابی ستاره هایی را که ستاره و محبوب بودند ممنوع می کرد. سینما Newborn به معنای یادآوری ستارگان سینمای بدون محدودیت نبود. این محدودیت ها در آن روزها طرفداران بسیاری داشتند ، مهمترین و تأثیرگذارترین مجله فیلم در آن زمان ، هرگز چیزی علیه ممنوعیت فعالیت های نامنظم در آن زمان ننوشتند ، زیرا از طرف کارگردانان فیلم پشتیبانی می شد و به تأثیرگذارترین “کارگردانان” زمان رای می داد. صبور باش.

اما وقتی ترانه ها تمرکز اکشن نباشند ، در بعضی جاها افتتاحیه وجود دارد و خوشبختی می تواند باعث شود سعید راد ، زهرا حاتمی یا ایرج قادری به سینماها برگردند ، البته به دور از سال های جوانی و به شکل بازیگران قدیمی تر.

در این داستان طنز تلخی وجود دارد که هنوز هم تحت تأثیر سلیقه کارگردانان است. و این مورد عاشورا است ، حرام است. حتی روابط و اعتبار تا حدی کار می کنند و برای همیشه معنی دار نیستند. زیرا همه چیز در غیاب یا عدم توجه به قوانین و تفسیرهای شخصی از آنها معنا پیدا می کند.

مقامات ممکن است روزی به سعید کنگانی و بهمن مفید اجازه دهند تا بازی کنند یا از حبیب محبیان برای بازگشت به ایران دعوت کنند ، اما بعد از گذشت چند سال مجدداً از قانون جمهوری اسلامی منع می شوند. برای کسانی که تحریم نشده اند یا طعم تلخ مدیریت را نچشیده اند ، این حرفه ها بهانه ای بی فایده است. اما برای ما روزنامه نگاران ، که اغلب قربانی جناح ها و تغییرات اداری هستیم ، این داستان پر از آب و یکنواخت است.

سپتامبر گذشته من در موسسه ای تحت عنوان مرکز هنری کار می کردم. مدیرعامل جدید از اصفهان آمد و در کمال تعجب ، اتوبوس رفقای خود را به تهران و شهرهای دیگر فرستاد. ما بدون هیچ دلیل واضحی اخراج شدیم ، زیرا شرط کارگردانی برای شروع کار این بود که موضوع جدید تنظیم مدیریت تیم قبلی بود. هیچ روزنامه نگار نسبت به این تغییرات اساسی در یک نهاد شناخته شده واکنش نشان نداد و هیچ اتحادیه صنفی به این ظلم بی شرمانه پاسخ نداد. کسانی که بیشتر همدردی می کردند سر خود را تکان می دادند و می گفتند این روش مدیریت است. بله ، این عمل “مدیریت” است.

5757

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا