مجله عمومی

مامان! چطوری می‌تونم پول دربیارم؟

18 یک روز در ماه ژوئن است. خورشید خواستار شناور ماندن است و درختان باغ سبز خودنمایی می کنند. رویدادی جدید قرار است در پارکی برگزار شود که در آن 13 کودک شش تا هفت ساله محصولات خود را می فروشند.

بچه ها از کاردستی که انجام داده اند هیجان زده می شوند ، پشت میز و روی صندلی های کوچکی که با خود حمل می کنند می نشینند و سعی می کنند فاصله اجتماعی را حفظ کنند و کارهایشان را روی میز می گذارند. هر کدام نام خود را روی میز می گذارند و با افتخار می نشینند تا به اولین مشتری های خود برسند. چهره های آنها با شکوه است.

رونیکا دستبندهایی با نخ های رنگی و دانه های شیشه ای رنگارنگ درست می کند و به هر خریدار یک تکه شکلات پیشنهاد می دهد. “رونیا” با کمک مادرش کلوچه هایی را پخته و برای فروش آورده است. راستا کاسه های سفالی روی میز خود را نقاشی کرده است. کاوه با کمک والدینش در حال سرخ کردن سیب زمینی است. روناز و مادرش گلهایی را که در گلدان کاشته بودند فروخته اند. رها عروسک هایی با ابر ساخته و نینا یک آهنربا برای یخچال طراحی کرده است. همه چیز حاصل ذهن این کودکان با کمک بزرگانشان است.

حتی اگر بچه ها می دانند که باید هرچه دارند فقط به 10 هزار کودک بفروشند ، اما آنها هنوز از یکدیگر می پرسند “این چقدر است؟” ، “این چقدر پول است؟”

ورودی نمایشگاه با یک پرچم مشخص شده است: “اولین نمایشگاه درآمد من”. باغداران همچنین به دیدن یا حتی خرید صنایع دستی کودکان تشویق می شوند ، اما هر کودک فقط 12 کار هنری انجام داده است. وقتی می شنوند که کارها توسط خود بچه ها انجام می شود ، جملات تحسین برانگیزی می گویند.

این نمایش ایده “رونیا” بود که مادرش “ریحانه امینی” با مادران دوستان دخترش به اشتراک می گذارد و به واقعیت تبدیل می شود. وی فوق لیسانس آواشناسی است و به کندوج گفت: «دخترم کتابی درباره تربیت فرزندان خواند. یک روز آمد و گفت: “مامان ، من فکر می کنم چطور می توانم پول در بیاورم و امرار معاش کنم؟” ما از بچه ها خواستیم کارهایی درست کنند که 60٪ کار خودشان باشد و 30٪ برای کمک به بزرگسالان. همچنین کاردستی هایی را بسازید که هزینه زیادی ندارند و دوستانشان توانایی تهیه آن را دارند. قرار بر این شد که 50 درصد صنایع دستی که می فروشند سودآور باشد و هزینه هر کار صنایع دستی بیشتر از 5000 تومان نباشد. ارزش فروش آثار آنها باید 10 هزار تومان باشد تا بچه ها مجبور نباشند پول كمی به هم بدهند. ما تصمیم گرفتیم که تعداد مغازه ها باید 13 مغازه باشد و تعداد صنایع دستی كه بچه ها می خواهند بسازند زیاد و دشوار نباشد. از طرف دیگر ، پیشه وری که آنها ایجاد می کنند مشابه نیست. دخترم علاقه زیادی به پخت کیک و شیرینی دارد و هر وقت من در خانه کیک و شیرینی می پزم او نیز در تهیه آنها مشارکت دارد. “بنابراین او تصمیم گرفت یک کوکی بپزد و صفر تا صد چیز را خودش درست کرد و من فقط کلوچه هایی را که فرم داد در اجاق قرار دادم.”

خانم امینی به مادران پیشنهاد می کند: “خوب است که مادران دیگر نیز نمایشگاه برگزار می کنند زیرا این امر به شکل گیری خلاقیت کودکان کمک زیادی می کند. از طرف دیگر ، فرزندان آنها ممکن است از کودکی مدیریت مالی را تجربه کنند. “تا زمانی که به فرزندان خود فرصتی ندهیم ، خلاقیت آنها رشد نمی کند.”

با هیجان از این موضوع ، رونیا تصمیم گرفت که پول جمع کند و برخی از تجهیزات شخصی خود را بخرد. به عنوان مثال ، اسکیت های او به یکدیگر کوچک شده اند و او تصمیم گرفته است که یک جفت اسکیت جدید با هدایایی که جمع کرده و کادوهای تولد را بخرد. به گفته مادر رونیا ، نمایش بعدی جای کتابهایی را خواهد گرفت که بچه ها خوانده اند و دیگر نیازی به آنها ندارند. اگر آنها قرار است صنایع دستی بسازند بیشتر خواهد بود تا مردم بتوانند صنایع دستی کودکان را نیز بخرند.

راستا عاشق نقاشی است ، بنابراین تصمیم گرفت در این نمایشگاه کاسه های سفالی نقاشی شده را بفروشد. در کاسه های خاکستری لبه های طلایی رنگی روی لبه ها وجود دارد و پایین هر کاسه برچسب به اشکال مختلف چسبانده شده است. او 12 پاکت را با 10 هزار تومان پر کرده است و به غرفه دوستانش می رود و پاکت می دهد و یکی از صنایع دستی را می خرد. او می خواهد از فروش کاسه های خود در بانک پس انداز پول جمع کند و نمایش های کافی برگزار کند تا بتواند پول بیشتری کسب کند و تلفن های همراه خریداری کند.

پدر راستا ، مسعود بیگشودل ، که دارای مدرک لیسانس در مدیریت بازرگانی است ، گفت: “مهمترین دستاورد چنین نمایشی افزایش اعتماد به نفس دخترم است.” اکنون راستا تجربه کسب درآمد در بازار واقعی را تجربه کرده است. این نمایشگاه نمونه کوچکی از کارآفرینی است. وی بسیار خوشحال است که توانسته است درآمد کسب کند. “

رونيكا مي خواهد پول خود را به يك حساب بانكي منتقل كرده و در نمايش بعدي درآمدزايي كند و حتي از پسر عموها و دو مادربزرگش مي خواهد كه در نمايشگاه بعدي براي خريد صنايع دستي خود به غرفه او مراجعه كنند.

“ریحانه دورفرد” ، مادر رونیکا ، دارای مدرک لیسانس مهندسی صنایع با تأکید بر تجزیه و تحلیل سیستم ها است و در مورد نمایش “اولین درآمد من” به کندوج گفت: یا بیماری عروق ویروس کرونا قلب در اوج بود یا هوا سرد بود. بچه ها نگران بودند که این نمایش برگزار نشد تا اینکه ما توانستیم آن را در ماه ژوئن برگزار کنیم. بسیاری از رهگذران از خرید با بچه ها لذت می بردند و نمایش آنها را مجذوب خود می کرد اما ما به بچه ها گفتیم که فقط 12 کاردستی انجام دهند. هرکسی کار خود را 10 هزار تومان فروخت و جمعاً 120 هزار تومان جمع کرد. برخی از کودکان در مهد کودک های خود اجراهای مشابهی داشتند و قبلاً این کار را انجام داده بودند اما نه برای پول. رونیکا در نمایشگاه دستبندهایی با نخ های رنگی و شیشه درست کرد و تنها چیزی که به او کمک کردم بستن دستبندها بود. هنگامی که او جوان تر بود ، او همان موارد را با کیت های تمرینی مختلف تمرین می کرد و فکر می کنم این ایده از همان تجربه به ذهن او خطور کرد. “رونیکا می خواست برای پذیرایی در Mass نیز یک ژله درست کند ، اما چون هوا گرم بود و ممکن است ژله ذوب شده باشد ، من پیشنهاد کردم که او به دوستانش شکلات پیشنهاد دهد.”

رونیا رشیدزاده ، رونیکا خوروش ، روناز رشید ، نینا آتاردی ، رویسا محمدی ، روستا بیگشودل ، کاوه آهنگریان ، نورا ایران منش ، آریا ایران منش ، گندم طاهری ، رها علیزاده ، شارمین میرشاهی و نیکان پرنیان فر. این هیجان انگیز است. حالا بچه ها طعم درآمد را چشیده اند. آنها فکر می کنند خیلی بزرگ هستند. پول صنایع دستی آنها که به 120 هزار تومان رسیده است به مادران و پدرانشان تحویل داده می شود و آنها به سمت زمین بازی می دوند. آنها غرق در بازی هستند و جیغ و شادی آنها حیاط را پر کرده است.

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا